ایلیا؛ تخریب ها و تحلیل ها
همانطور که گفته شد، چندی است که موج تبلیغات منفی و شایعه پردازیهای غرض ورزانه بر علیه استاد «ایلیا» اوج گرفته و شاهد انتشار مقالات و یادداشتهایی بر علیه ایشان، به قصد تخریب شخصیت و ترور روانی استاد هستیم. این شایعات بعضاً از طریق کانالهای غیر رسمی و فضاهای مجازی نظیر وبلاگها و ایمیل هم پخش میشوند.
«دشمنی ها و دروغ پردازیها همیشه بوده و بعد از این هم خواهند بود». نه در این مورد، بلکه در هر جایی که جریانی شاخص و برجسته شکل گیرد.
تاریخ به دفعات نشان داده در این گونه موارد، همیشه عدهای هستند که به دلیل پیش فرضهای غلط و فضای ذهنی مسموم و آلوده به نفاق خویش، و یا نداشتن تحمل مواجهه با حقیقت، بدون تحقیق و تفحص و صرفاً بر اساس شرطی شدگیها و برداشتهای نادرست، و یا به عمد و غرض ورزانه، دست به واکنش زده و بدور از عدالت و مردانگی در صدد تخریب و لطمه زدن بر می آیند.
وقتی تعاریف صحیح و معیارهای درستِ ارائه شده توسط معلمی راستین، تشخیص حق از قلب، و مجاهد از منافق را بر دیگران آسان کند، بدیهی است آنانکه از برملا شدن چهره حقیقی خود در هراسند ، منافع خویش را در خطر یافته و در صدد بیاعتبار ساختن صدای حق و ترور معنوی گویندگان حقیقت بر آیند.
نکته دیگر اینکه دشمنیها و تخریبها گاه از ترس به هم پیوستن لایههای مختلف اجتماع صورت می گیرد. از آنجا که منافقان بیشترین بهره خود را از تحقق شعار « تفرقه بینداز و حکومت کن» میبرند ، نزدیکی و به هم پیوستگی اقشار مختلف از تحصیلکرده و روشنفکر تا عامی و عادی، وحدت و همسویی را ایجاد میکند که سد بزرگی در برابر راههای نفوذ و سوء استفاده منافقان محسوب میگردد.
بدیهی است کسی که زبان به حق می گشاید، دیگران ناخواسته گرد او می آیند و مجذوبش میگردند. نتیجة این گرد هم آمدن، به بار نشستن درخت اندیشه و افزایش توان درک و تفکر است و عاملِ ترسی پنهان برای آنان که از ناآگاهی و تفرقه مردم روزگار میگذرانند.
دلیل دیگر این دشمنیها و شایعه پراکنیها وجود کسانی است که از سر نادانی و عدم هوشیاری، طعمه مناققان شده و خواسته یا ناخواسته در دام دروغ پردازیها و دشمنیهای آنان میافتند...
تنها اندکی هوشمندی و تفکر تحلیلی در مطالبی که جهت تکذیب و تخریب معلمین بزرگی چون استاد «ایلیا» منتشر میشود، تناقض شدیدی را در حرف و عمل مدعیان دلسوزی و دوستی مردم نشان میدهد . در ادامه، برای روشنتر شدن واقعیت ها به ذکر برخی از متون منتشره در ماههای اخیر پرداخته، تناقضات پنهان و آشکار آنها را مختصراً به شما خواهیم نمایاند.
متون ذیل نمونه هایی از متون تخریبی تهیه شده برخی از معاندان استاد بوده که در اواخر سال 1385 از طرق مختلف منتشر شد . این متون چند ماه پس از برخورد افشاگرانه انجمن متفکران و محققان با مدعی معروف انرژی درمانی و پخش فیلم آن در یکی از شبکه های ماهواره ای انتشار یافت.
جدای از تناقضات موجود در متن، لحن ناشایست نگارش و حتی غلطهای املائی زیاد نشانه آشکاری از کم سوادی نگارنده ، و شتابزدگی ذهنی او (و یا تظاهر نویسنده به این خصوصیات) است.
با اینکه در خاتمه متن بطرز ناشیانه ای سعی شده با درج اسم دو نفر مشخص، تهیه مطلب به گردن آنها انداخته شود اما حلقه های قبل و بعد از انتشار این مطلب به روشنی نشان می دهد که منبع صدور این نامه ها کجاست!
گفتنی است که ناشیگریهای عوامل تهیه این متون تا جایی پیش می رود که کنار هم گذاشتن موضوعات کاملاً متضاد مثل دوستی و همکاری حزب الله لبنان و آمریکا و اسرائیل و القاعده و مقتدا صدر و شهید حکیم عراقی و استاد رام الله ! ترکیب خندهآوری را بوجود میآورد که تنها عاملین تهیه این متن را مضحکه خاص و عام قرار می دهد و لا غیر!
در ادامه ابتدا بخش اول و دوم نامه درج شده و سپس به تحلیل یکجای نکات متن پرداخته شده است.
-
حقیقت پشت پرده ایلیا
سلام بر همه مردم باشرافت ایران امروز تصمیم گرفته ام درباره یک شیطان بزرگ حقیتهارا بگویم هیچ ماهی درپشت ابر نمیماند.قهرا شما هم اسم آن شیطان بزرگ رامیدانید خودمن تا به امروز اسمهای زیادی درمورد او بگوشم خورده است شما هم باید این اسمها را شنیده باشید تمامی اینگونه اسمها درباره یکنفراست که میگویند روح خدا ولی ملت باغیرت و باشرافت ما گول این حرفهای شیطانی و منحرف را هیچوقت نمیخورد خود من تا به امروز اسمهای ایلیا - میم رام الله- بن سما -خالق فتاح-روح الله- روحنا- بنی آمین- آواتار-ماهاسای- معلم روح- ماهاآواتار- قطب جهانی علوم باطنی- استاد حق- معلم زندگی-استاد باطنی - روح مسیح -غیر از این اسمها احتمال دارد خیلی ازاسمهای دیگری هم درمورد او وجودداشته باشد در فرقه منحرف و ظالین رام الله از اسمهای دیگری شاید استفاده میشود اسم اصلی این شخص الیاس مسیحا است که درقدیم ایلیا میگفته اند قهرا چون اسم ایلیا باکلاستر و متمدنانتر از اسم دهاتی و مسیحی الیاس است.میم درموردهای مختلف بعد از کلمه ا نوشته میشود باینصورت ا.م.ر معنی آن کلمه مسیحا است برای اینطور منظوری مسیحا -م نوشته میشود .ازاوقات کودکی الیاس دستهای مشکوکی درکاربوده است تا برنامه های را بتوسط الیاس عملی بسازد الیاس مسیحا درسال 1352 از پدری مسیحی باعنوان داوود و مادری مسیحی باعنوان ماریه دردهاتی از روستاهای شهررام الله در فلسطین بدنیا آمده بعد از چندین سال او اسم خود را رام الله گذاشته و از اسم شهر خود سواستفاده کرد.اطلاعاتی را که اینجانب خدمت مردم باشرافت ایران اسلامی عرض میکنم خیلی دقیق و بااعتبار است بخاطر اینکه خود من پنجسال است که بطور یکسره دنبال الیاس مسیحا هستم و از همه کس همکاری خواسته ام و انسانهای راستگویی کمکم کرده اند الیاس مسیحا شش برادر و سه خواهر دارد همه برادران و خواهران و عده ای از دوستان قدیمی دریک مرکزی بانام حامیم فعالیت میکنند حامیم یک مرکز است که درانزار عمومی بصورت نماینده رام الله معرفی شده است و تمامی نقشه ها درآنجا انجام میشود.بدبختی معلم جهانی کلاس پنجم دبستان است قهرا اگر دیپلمی میداشت باید معلم همه دنیا باشد درزمان تحصیل شاگردی درسنخوان بوده است و بدلیل جنگ کردن بامعلمان مدرسه چندین و چندمرتبه ازمدرسه اخراج شده است الیاس تا سن دهسالگی چوپان گاو و گوسفندها بود و آنها را به چراگا میبرده است چوپانی باعث این شده تا بعدا او مردم را گاو و گوسفند ببیند قهرا خودش را چوپان آنها ببیند و هرچه حرف چرت از دهانش بیرون میزند تحویل به مردم باشرافت بدهد الیاس مسیحا در سن دهسالگی وقتیکه در علفهای دور واطراف شهر رام الله چوپانی میکرد برای یک مدتی گم میشود و در کوههای همالایا در کشمیر و هند پیدایش میشود مردم دهات میگفتند او را اجنه باخودشان برده اند حقیقت در پرده گروههای یهودیان و مسیحیان افراطی بوده اند با همکاری وحابیها باهمکاری پدر و مادر و عموی الیاس تصمیم میگیرند اورا برای گذراندن دوره های مخصوصی به کشمیر که جای جمع شدن خطرناکترین گروههای منحرف است ببرند حقیقت در پرده اینطوری بود که الیاس توسط اجنه به عالم جن و پریها نمیرود چون بتوسط تشکیلات مخفی وحابیها و یهودیها و مسیحیهابه کشمیر منتقل شده است وقتی سیزده سال گذشت بعد الیاس همراه با رسالت کفر وشیطانی به ایران برمیگردد قصد او از بین بردن شرافت و دین از دل مردم باشرافت است الیاس خودش را بااسم روح مسیح به مردم نشان میدهد و میگوید که سیزده سال پیش روح خدا در او حلول کرده است معلوم نشد پس در آن سیزده سال چه غلطی میکرده و به چکاری مشغول بوده است که یکدفعه بعداز سیزده سال بیادش میاید حلول روح خدااست بعد از چندوقتی الیاس در عراق و لبنان و فلسطین پیدایش میشود و درآن کشورها هم همین ادعاها را میکند قهرا او به اسرائیل و کشورهای دیگری هم میرفته است ولی جای سوالش اینجااست که چطوری دریک شرایطی که عراق درحکومت صدام بسر میبرده یک ایرانی را میگذارند تا در نجف و کربلا تبلیغ بکند در هر کشوری که او بدستش میرسد یک مرکز و نمایندگی را براه میندازد و آنهاهم شب و روز مشغول جذب کردن مردم فریبخورده میشوند در چندین و چندسالی که تا امروز میگذرد الیاس به اروپا و روسیه و آمریکا هم رفته است و همان کارهای مانند ایران و لبنان و عراق راانجام داده است قهرا درآمریکا هم او دوره های ضدمردمی و ضداسلامی را دیده است که مدارک آن یکروزی بدست میاید الیاس درآمریکا شبکه ای تروریستی را بااسم zx براه انداخت حتی اسم zx در کتابهای این منحرفها وجوددارد این شبکه منحرف موردهای خود را ازطریق کنترل کردن روان مردم از فاصله دور و ازروش الغاکردن فکرهای خطرناک و مریضیهای بد ترور میکند درآخر کتابی که به اسم پدیده های انرژی است اطلاعاتی درباره شبکه مخفیانه zx هست حرفهایی که در آخر آن کتاب و کتابهای پدیده های انرژی و یا کتابهای ازنوع دایره المعارف شفا و مجلهای علوم باطنی نشان داده شده است مطالب دیوانگی و انحراف است که عیادی الیاس مسیحا آنرا به چاپ میرسانند و هدفی بجز گمراه کردن مردم باشرافت ایران اسلامی ندارند.میخواهم مطلب مهمتری را درباره الیاس مسیحا بگویم و حقیقت پشت پرده معجزهای الهی این شیطان ملعون را افشاکنم آنطوریکه تمامی ملت باشرافت ما میدانند الیاس مسیحا معجزه دارد بطوریکه شاگردان الیاس جارمیکشند که چندین و چندتا معجزه با چشم خودشان دیده اند درمقدمه کتاب تعلیمات حق که آنرا با سواستفاده باعنوان جریان هدایت الهی معرفی کرده اند میگویند که او همه چیز میداند و هرکاری که بخواهد قدرت دارد چه خوب شد که اینرا شنیدیم فکرمیکردیم میت است.پشت پرده چرتها و جادوگریهای که باعنوان معجزات است نشان میدهد که تمامی گزارشهای که دربارة او به اطلاع مردم باشرافت ایران میرسیده تمامی آنها بادخالت ارواح و اجنه و با کمک سحر و جادو انجام شده بود حقیقت پشت پرده این چرتها اینطوری است که بهیچ صورتی قدرت خدایی الیاس اینطوریکه درخبرهای مردم بیخبر شنیدایم وجودخارجی ندارد تمامی معجزها و کرامتهای الیاس مشتی کارهای شیطانی و جادو است که باکمک ارواح و شیطان انجام میشود حقیقت پشت پرده اینطوری است که او هیچ قدرتی ندارد و هرکاریکه مربوط الیاس است با قدرت شیطانی انجام میگرفته است. زلزلة بم که در مجلهای علوم باطنی نوشته میشود و شنیده ایم که او چندروزقبل مردم را خبرکرده است و یکروز قبل آن عده ای از مردم را شاهدگرفته است تمامی دروغ است آنمورد مربوط به آن حقیقت پشت پرده اینطوری است که آمریکایها قصد داشته اند درمرز عراق با ایران یک آزمایش بمب اتمی را درزیرزمین انجام بدهند و الیاس از چندروز قبل از این موضوع باخبر بوده است و میدانسته است که بخاطر آزمایش بمب اتمی در زیرزمین زلزله میشود.ماجرای شفای مریضها که در جاهای مختلف آنرا جارزده اند و آنرا در مجلها نوشته اند و در کتابهای از نوع دایره المعارف شفا وجوددارد حقیقت پشت پرده آن اینطوری است که الیاس مسیحا با کمک وحابیها عده ای از مردم را بازور مجبورمیکند تا برای آنها شهادت بدهندکه قبلاً بیماری کشنده داشته اند و بعد از الیاس شفا پیدا کرده اند مردم بدبخت هم از ترس جان و مالشان مجبور میشده اند حرفهای چرت را جاربزنند این بیماران از قبل مریض نبوده اند که کسی آنها را شفابدهد فقط با زور آنها را مجبورکرده اند تا شهادت بدهند که شفا پیدا کرده اند.آن ماجراهای هم که در کتابش باعنوان کلام خلاق و دعاهای مستجاب شده میگویند که در تمامی نوشتجات وجود دارد و همه اطرافیان او آنرا جارزده اند حقیقتش اینطوری است که به دخالت ارواح و جنهایی که درکارهای الیاس داخل میشوند مربوط میشود. وعده های که او به مردم میدهد روحها و شیطان برآوردش میکنند و تمامی این حرفها دروغ و بیفایده است روحها و جنها به او کمک میکنند تاحرفهایش را برآورده کند حقیقت پشت پرده پیشبینیهای الیاس مسیحا دراحضارکردن ارواح است و تمامی این حرفهای چرت دروغ است هرکسی با احضارارواح از امکانات غیب گفتن استفاده میبرد در مجلهای این فرقه منحرف میگویند که اگر یکسری روحهای جدید به بدن یک مریض دخول کند روحهای جدید بیماررا شفامیدهد این منحرفها بااستفاده از اینطور چرتهایی است که بیمارها را با خیال خام خودشان شفا میدهند الیاس با کمک جادو جمبل مردم باشرافت را افسون میکند و جان و مال مردم را به بادفنا میدهد تا مردم باشرافت ایران به خاک سیاه بنشینند به اینگونه کارهای است که مردم بیخبر معجز میگویند نباید مردم باشرافت ایران اینطوری فکرکنند که اگر آدم با تظاهر دعابکند قهرا برای خدا دعامیکند چون امکانش هست برای شیطان باشد بطوریکه این حقیقت پشت پرده دربارة الیاس مسیحا هست.آنها مخالفان خود را باکمک ارواح و شیطانها از دور اذیت و آزارمیکنند و با دخول ارواح به مردم کاری میکنند که مخالفانشان روانی بشوند و به تیمارستان مراجعه کنند اما اینطوری تبلیغات میکنند که اینکارها اینطوری اتفاق میفتد که چون الیاس مسیحا توسط خداوند پشتیبانی میشود تمامی جارهای که آنها میکشند دروغ است امکانش هم هست که سازمان جاسوسی سیا وروسیه وسازمان القاعده در اینکارها به او کمک بکنند قهرا این شیطان لعنتی درداخل مملکت ایران عیادیهای هم برای اینکارها دارد وقتیکه یک آدم صدهزارنفر فدای دارد با کمک این خر و گاوها میتواند غلطهایی بکند کورخوانده اند چون مملکت باشرافت ایران نمیگذارد که هر کسی از این غلطها بکند مردم باشرافت ما ترسی از این تبلیغات آمریکایی ندارد که جاربکشند فلانی حمایت خدا را داردو دعاهایش ردنمیشود.اگر اینطوری است چرا الیاس مسیحا با خانمهای بدحجاب از روبرو و یک وجبی حرف میزند چهارسال پیش در سالن ورزشی امجدی الیاس جلوی سی هزار نفر یک خانمی را بغل گرفت جلوی همه ماچش کرد یکبار هم در یک دانشگاهی که در میدان محسنی بود جلوی چندین هزارنفر آن خانم را ماچ کرد اگر الیاس آدم دینی است پس برای چه ریشش را میتراشد و به موهای سرش روغن میمالد.از روغن بیاد این افتادم که در مجلهای علوم باطنی یکبار یک داستانی را مربوط به الیاس مسیحا خوانده بودم نوشته بود که از انگشتهای او بقدری روغن زیتون بیرون ریخته شده بود بطوریکه مردم نتوانستند آنرا جمع کنند.حقیقت پشت پرده داستان روغن هم افشامیکنم حقیقت پشت پرده داستان اینطوری است که درداخل انگشتهای دست این شیطان لولهای نامریی گذاشته اند که باکمک عمل جراحی هیچکس آنها را نمیبیند وقتیکه مردم بدست او نگاه بکنند هیچ لوله ای دیده نمیشود با کمک اینگونه لولهایی است که مردم میگویند از دست او شرشرروغن زیتون یا آب بیرون میزند مردم باشرافت ما باید مراقب رفتارهای شیطانی ملعون صفتهای مثل الیاس مسیحا باشند و هیچوقت گول آنهارا نخورند مردم باشرافت ما باید با هم متحد باشند و باید به این شیطانها برای عبرت درسهایی بدهند که همه دریادشان بماند تا یک نفر دیگری هم دوباره نیاید و از این غلطها بکند این ملعون چندین و چندمرتبه بزندان رفته است چندین و چند مرتبه امکانش بوده است که اعدام بشود هرمرتبه ای که او به زندان میرفته با کمک عیادیش آزادشده است اما این مرتبه باید بطوری او را به زندان ببریم که هیچوقت از زندان آزاد نشود و در زندان مثل سگ پوسیده بشود همه مردم باشرافت وظیفه دارند از انسانهای بزرگی مثل آقای دکتر علی اکبری و آقای دکتر دوستداری که باقدرت حقیقی و بدون جادو و جنها و روحها و شیطان مردم را درمان میکنند و تمامی دانشمندان بزرگ و نقاط علمی و دانشگاههای خارجی باآنها هستند پشتیبانی کنند اینگونه انسانها مردمی هستند و کارهای میکنند که پاک است اینگونه انسانها زندگی خود را به مردم وقف کرده اند و همدین و برادر همه مردم ایران اسلامی هستند اما انسانهای مثل الیاس مسیحی و وحابی که برضداسلام است با دین و پیغمبر دشمنی دارند و نیتی بجز کشتن انسانهای بدبخت هیچ چیزی در سرشان نیست لعنت بر الیاس کافر و شیطان و تمامی طرفداران کافر و شیطانش لعنت برتمامی شیطانها و مرکز تمامی شیطانها که فقط یکنفر است و الیاس مسیحا است هرکسیکه به این آدمهای منحرف که وحابی و مسیحی هستند لعنت بفرستد ثواب میکند هرکسی برعلیه فرقه ظالین منحرفها یک چیزی بنویسد ثواب میکند به امید آنروزی که هلاک شدن این دشمنهای خونخوار مردم باشرافت ایران را با چشم خود ببینیم
افشاکننده رازها
-
دومین بخش حقیقت پشت پرده ایلیا
من به وجدان خودم و به مردم باشرافت ایران قول دادم که هرچیزیکه درباره الیاس مسیحا بدستم برسد یا اگر از حقیقتهای جدیدتر باخبربشوم مردم باشرافت را هم از بیخبری دربیاآورم همه مردم ما و دولت انقلابی ما بایدبدانند که الیاس سردسته همه تروریستهای ایران و عراق و لبنان و افغانستان است مسلمانهایی که هرروز درعراق و ایران و افغانستان و لبنان کشته میشوند حکم مرگ آنها بتوسط الیاس مسیحا که برضد همه مسلمانان باشرافت است امضا میشود .من از اخبار موثق میدانم الیاس نزدیکترین رفیق بن لادن و القاعده است و دست الیاس مسیحا با مقتداصدر که چندین هزار شیعه را هرروز میکشد و درلبنان با حسن نصرالله و شیخ حکیم عراقی که دوست مقتداصدراست دست رام الله با همه این آدمهای خطرناک دریک کاسه است.الیاس مسیحا با آمریکا و اسرائیل رفیق نزدیک است و بخاطر آنها حاضر است همه مردم باشرافت ما را به خاک سیاه بندازد.الیاس با کمکهای خیانتکاری آمریکا و اسرائیل و روسیه چندین و چند شبکه ماهواره ای خریده است مردم باشرافت ایران خودشان دیدند که وقتیکه انجمن مثلا متفکران که یک فرقه ظالین و کافر هستند وقتیکه به آدمهای مظلوم و بیگناهی مثل دکترعلی اکبری و دکتردوستداری حمله کردند چندین و چندشبکه ماهواره ای و روزنامهای زنجیره ای با بیشرفی همه برنامه هایشان را درباره این انسانهای بزرگ پخش کردند و هر چیزی که درباره آنها میگفتند دروغ میگفتندهیچکدام از حرفهای آنها به انسانهای بزرگ و مظلومی مثل دکترعلی اکبری نمیچسبد.رام الله بتوسط آمریکاییها و اسرائیلیها و عربستان چاههای نفت هم دارد و پول نفت مردم مسلمان را به جیب خودش و عیادیش میزند با این پولهای نفت دزدی است که رام الله به تروریستهای دنیا پول میدهد پول عملیات یازدهم سپتامبر با این پولها تهیه شده بود .الیاس با این پولهای آمریکا و اسرائیل بزرگترین فرقه ظالین دنیا رادرست کرده است خود الیاس رییس تمامی فرقه های مسیحی و وحابی و یهودی در تمامی دنیاست و با همکاری بن لادن ومقتدا صدر و حسن نصرالله به جان مردم مسلمان افتاده است چون الیاس با روحها و اجنه رابطه دارد اینها هم به حرفهای چرتش گوش میدهند.حقیقت پشت پرده اینطوری است که تمامی ترورها و جنایتکاریها را برملامیکند به امضا الیاس است چون بقیه تروریستها به حرفهای او گوش میدهند الیاس صدهزار نفر قربانی برای خودش درست کرده است و هرکسی بخواهد حرف حقی را بزند اورا میکشند. چندین و چند سال الیاس مخالفان خود را از بین برده و چندین هزار نفر را بزیرخاک برده است من خودم دیدم که در استادیوم شیرودی وقتیکه الیاس کافر یکنفر به او فهش داد محافظان الیاس که تعدادشان خیلی زیاد بود بیشتر از 500 نفر بودند آن مرد مظلوم را درجلوی جمعیت کشتند اما هیچکس پایش را جلوتر نگذاشت تا جلوی این قتل را بگیرد هیچکسی هم در دادگاه شهادت نداد که الیاس و محافظانش آن مرد مظلوم را کشتند اینطوری است که الیاس هرروز مردم مظلوم را نابود میکند وهیچکس جلویش را نمیگیرد. الیاس مسیحا و طرفدارهایش اینقدر فاسد و منحرف هستند که بجای ازدواج کردن با آدم با روحها و جنها ازدواج میکنند الیاس به طرفدارهایش میگوید ازدواج نکنید تا من بگویم روحها و جنها بیایند درخانه و باشما نزدیکی بکنند طرفداران الیاس هم در خانهایشان از جنها و روحها نگهداری میکنند آنها در داخل حیوانات مخفی شده اند اینطوری است که کارهای چرت الیاس مغز مردم باغیرت ایران را فاسد میکند.آنها با کمک آمریکا و اسرائیل و بتوسط سازمان موسی و سیا شبها بر روی شهرهای کشور اسلامی ایران اشعه میفرستند تا مردم آنها را ببینند و فکربکنند بشقاب پرنده است و از ترس چیزی نگویند مسولین شریف ایران باید الیاس کافر مسیحی را بزودی زود نابودکنند تا مردم باشرافت ایران بتوانند نفس راحت بکشند و از شر شیطان بزرگ و رییس هه تروریستها راحت بشوند مرگ بر الیاس مسیحا و عیادی کافرش که تمامی آنها آمریکایی و غربی هستند.
افشاکننده رازها
تحلیل
از دیدگاه جنگ روانی، متن دارای خصوصیات " شایعه " است ؛ اخباری را در اختیار میگذارد که مخاطبان نسبت به آن کنجکاو و تشنه دانستن آناند – مثلاً درباره گذشته و زندگی شخصی استاد و وجه ناشناختة ارتباطات ایشان ، از منابع غیر رسمی و بصورت نسبتاً محدود منتشر و پس از اندک مدتی متوقف شده.
نویسندة متون " پشت پرده " بی پروا و به دور از هرگونه تلاشی، ماهیت اصلی خود را نمایان کرده و با استفاده از الفاظ ناشایست و به دور از ادب به برونریزی عصبانیت خود پرداخته .
از محتویات متن نکاتی قابل استخراجاند که به شماری از آنها اشاره خواهد شد.
اول اینکه علیرغم تلاش نویسنده بر جوسازی و همراه ساختن مخاطب از طریق بکارگیری الفاظی چون " مردم با شرافت ایران " و " ملت با غیرت و با شرافت ما " ، او حتی آن قدر برای همین ملت با شرافت احترام قائل نبوده که عفت کلام را حفظ کرده و به احترام خواننده از الفاظ و عبارات محترمانهتری برای بیان حرفهای خود استفاده کند. البته حرجی بر او نیست چون: از کوزه همان برون تراود که در اوست.
واژه شناسی الفاظ بکار رفته در این متن و استفاده از عباراتی چون " چرت "، "خر و گاوها" ، " چه غلطی میکرده" و ... به روشنی حکایت از تعلق نگارنده به قشر بی فرهنگ اجتماع دارد.
اگر این اولین قطعه از تصویر شخصیت و منش نگارندة متن در نظر گرفته شود قطعات بعدی آن سواد و معلومات بسیار پایین سیاسی ، کم سوادی ادبی و نوشتاری خواهند بود .
لحن کاملاً عامیانه و بدوی این شخص در نگارش، و غلطهای املایی فراوان در متن حاکی از سواد بسیار پایین اوست . او حتی آن قدر برای خوانندگان خود احترام قائل نبوده که زحمت بازخوانی و رفع غلطهای املایی آن را به فردی که حداقل دارای سواد دبیرستانی باشد ، بسپارد.
جمع اضداد و کنار هم چیدن الفاظ سیاسی تحریک کننده و حساسیت برانگیزی چون " وهابی ، مسیحی ، طالبان ، صهیونیست و اسرائیلی ، مقتدا صدر و بن لادن و ...." اساساً حاکی از بی سوادی سیاسی و بی اطلاعی نگارنده از مبانی اولیة روابط حاکم بر دنیا است. البته شاید هم عوامل تهیه کننده تظاهر به بی سوادی سیاسی کرده اند !
وجود این تناقضات شدید و منتسب دانستن "الیاس رام الله" به گروهها و فرقههایی که اساساً با هم جمعپذیر نیستند و از بدو شکل گیری با هم در تضاد و اختلاف به سر میبردهاند حداقل دو نتیجه دارد:
نخست آنکه مطالب مذکور زادة فرآیندهای ذهنی و توهمات فردی است که حتی توانمندی استدلالی به این سادگی را نداشته و از سر عصبانیت و شتابزدگی با کنار هم گذاشتن این عناوین تیشه به ریشه اعتبار کلام و تفکرات خود میزند.
و دوم اینکه نگارنده متوجه نبوده که حتی اگر چنین چیزهایی درست هم میبود (که نیست ) باز هم عنوان کردن آنها فقط دلیلی بر توانمندی خارقالعاده استاد رام الله در جمع اضداد، و هدایت و راهبرد افراد و جریاناتی است که هر یک از آنها دنیایی را به مبارزه طلبیدهاند.
از دیدگاه روانشناسی، این لحن محاورهای نشانگر عزت نفس پایین، احساس کمبود و عقدة حقارت است. فردی با این مشخصات قوة تحلیل و استدلال ضعیفی دارد و استناداتش قابل اعتماد نیست. به همین دلیل، او یکجا مدعی میشود که "الیاس رام الله" فاقد هر گونه توانمندی خارقالعاده بوده و همة اینها را دروغ میپندارد، در جای دیگر از توجه دستهای مشکوک به ایشان در کودکی سخن میگوید بدون اینکه ذکر کند چرا دستهای مشکوک باید بر روی کودکی به قول او روستایی و عاری از هر گونه قدرت باطنی سرمایهگذاری کنند؟ از سمتی دیگر به دست داشتن " یهودیان و مسیحیان ، تشکیلات مخفی و وهابیون و ... " در انتقال الیاس به کوههای کشمیر سخن میگوید بدون اینکه توجه کند بعضی از این جریانها سالهاست در صدد غلبه بر دیگری هستند و اگر به چنین موجود خارقالعادهای دست پیدا میکردند قطعاً او را با دیگران سهیم نشده و از توانمندیهایش در جهت رسیدن به مقاصد قدرتطلبانة خود بهره میبردند.
تکرار کلمات یکجور در متن (مثل قهراً ) نشانه ذهنی شرطی شده است که نمیتواند خارج از قالب و چهارچوب خشک و غیر منعطف خود چیزی را درک و بیان کند حتی در حوزة استفاده از کلمات!
بیپروایی نویسنده در دروغگویی و کمهوشی فوقالعادهاش در دروغپردازی هم قابل توجه است که از جمله آن طرح موضوع کشتن مردی معترض توسط محافظان استاد رام الله آن هم جلوی صدها شاهد زنده است که معلوم نیست اگر به ادعای او چنین چیزی صحت دارد! چگونه مردم و ماموران رسیدگی به چنین مسائلی، از چنین قتلی در روز روشن بیاطلاع ماندهاند و یا با وجود اطلاع ساکت نشستهاند !
البته نمونههای دیگری از این عدم هوشمندی هم در نقاط مختلف متن به چشم میخورند. مثلاً در ابتدای قسمت اول ، " افشا کنندة رازها " (! ) به سکونت "الیاس" در شهر رام الله اشاره میکند و اینکه وی با همکاری دستهای مشکوک برای مدت 13 سال به کوههای کشمیر منتقل میشود. و در ادامه میگوید " الیاس به ایران برمیگردد" . از لحاظ موقعیتیابی تنها زمانی میتوان گفت کسی به یک نقطه "برمیگردد" که قبلاً در آن نقطه حضوری داشته و نقطه شروع سفرش از همانجا بوده باشد. چنین اشتباهی در بکارگیری فعلِ "برمیگردد" به این دلیل است که نویسنده سناریوی ساختگی خود را به درستی و کامل مرور نکرده تا در جایگزاری افعال و ضمایر بتواند وضعیت را به درستی قرینهسازی کند پس چه بسا محل سکونت اولیة استاد همان ایران باشد که بقول نویسنده پس از مدتی به آنجا « برمیگردد» !
درونمایه های تفکر فریبکارانه و رویکرد شعبده بازانه از دیگر ویژگیهای متن است، چرا که نویسنده با اشاره به یکی از تجربیات، دربارة برکت یافتن یک قطره روغن زیتون و ازدیاد لحظه به لحظة آن دلیلی کاملاً غیرعقلانی و البته بر پایة تفکر شعبدهبازان آورده است. اینکه در درون انگشتان استاد با عمل جراحی لولههای مویین و نامرئی کار گذاشته شده تا در صورت لزوم از آن "شُر شُر " روغن بریزد! گمانهای که از دیدگاه یک محقق یا فردی با حداقل اطلاعات علمی، ایدهای است مضحک. اما خوب بود در ارائة این شاهکار شعبده بازانه فکری هم برای مخزن روغن زیتون میشد تا پس از خالی شدن آن بدون زحمتِ عمل جراحی، بتوان آنرا برای نمایشهای بعدی پر کرد !
جدای از این ویژگیها باید توجه کرد که نویسنده علاوه بر افشای "حقایق پشت پردة ایلیا ! " پا را کمی فراتر گذاشته تا نظام را نیز از افشاگریهای خود بینصیب نگذاشته باشد. او در متن اول به موضوع هشدار استاد رام الله دربارة زلزلة بم اشاره کرده و دلیل آنرا اطلاع ایشان از آزمایشات هستهای آمریکا در مرز ایران و عراق عنوان می کند. اگر فرض را بر صحت گفتار نویسنده بگیریم آنوقت جای این سوالات در ذهن باز می شود:
آیا نظام حاکم تا این حد غیرتوانمند و بدون بهره از ابزار اطلاعاتی است که آمریکا بتواند در مرز زیرزمینی کشور ما به آزمایشات هستهای دست بزند اما مقامات امنیتی مان از موضوع بی اطلاع بمانند و یا در صورت اطلاع بدون واکنش باشند؟
آیا قصد ”افشاکننده رازها ! " متهم کردن نظام به عدم دلسوزی و بیتوجهی نسبت به ملت است ؟ آیا مسئولین میدانستند که چنین آزمایشی در شرف انجام است اما اقدام به تخلیة منطقه و حفظ جان مردم نکردهاند؟
در هر دو صورت ( اطلاع یا بی اطلاعی مسئولین مربوطه از موضوع آزمایش هستهایی آمریکا در مرز ایران ) سرِ تیز نیزة " افشاکننده رازها " به سمت نظام است نه استاد رام الله - که به قول نگارنده "چند روز قبل مردم را خبر کرده ".
در خاتمه چند مورد از نکاتی که این نویسنده به آنها اشاره کرده و به جای ضربه ، نقاط قوتی برای استاد رام الله محسوب می شود ذکر خواهد شد.
ادعای نگارنده مبنی بر حضور استاد در عراق و لبنان و فلسطین و به گفتة نویسنده، آمریکا و اروپا و روسیه نشان میدهد که ایشان در تمامی این مناطق پیروان و دوستانی دارند. و بر اساس همین نقل، استقرار استاد رام الله در جایگاه یک معلم جهانی به خودی خود ثابت میشود.
وقتی موضوع " تحصیلات پنجم دبستان " ایشان را هم به این حکایت اضافه کنیم صحهای مضاعف بر توانمندیهای فوق عادی ایشان در تعلیم اقشار مختلف مردم در سراسر جهان گذاشته میشود.
اما در باب قدرتهای خارقالعاده باطنی نظیر انتقال افکار، القاء روح ، به خدمت گرفتن ارواح و ایجاد بیماریهای خطرناک که منتسب به شبکة جهانی ZX و تحت آموزش معلم جهانی دانسته شده؛ توجه به این نکته لازم است که حتی با وجود اصرار نگارنده بر نفی و انکار موضوع، خودش در جای جای متن غیرمستقیم به آنها استناد کرده و بدون اینکه متوجه شود آنها را مورد تائید قرار داده. ذکر منابع معتبری که گزارشات مستند این وقایع در آنها انتشار یافته خود دلیل دیگری بر انکارناپذیر بودن این قدرتها است. در واقع میتوان گفت که " افشا کنندة رازها " در این مورد رسالت خود را به خوبی انجام داده و نادانسته همة آنچه که میبایست در معرفی قدرتهای باطنی استاد بیان میداشته، به جا آورده است.
در پست های بعدی به طرح و تحلیل سایر مقالات و متون تخریبی منتشره در نشریات و وبلاگها خواهیم پرداخت.
× × ×
رفتار مردم با بزرگان
بررسی تاریخ رفتار با بزرگان و بازیابی عناصر تحریف و تخریب چهره اساتید معنوی نشان می دهد که اکثر اتهامات وارده به آنها از محدوده مشخصی خارج نبوده است. مرور شرح برخوردها با بزرگان گویاست که همیشه گروههای معینی در برابر منتخبین الهی ایستاده و مانع تحقق عدالت و بیداری و آزادی مردم و رشد ایمان و تحقق توحید راستین میشوند. این عده یا در زمره حاکمان بودهاند یا منافقان و یا منکران خدا، که از این سه گروه منافقان از همه خطرناک ترند، چون حاکمان از طریق منافقان به اهداف خود دست مییابند.
منکران اغلب کسانی هستند که به دانش کاذب و توهمیخود به شدت متکیاند. همین که فکر کنند کسی حرف جدیدی آورده، برای محکوم کردن او کمترین تأمل و تحقیقی را لازم نمیدانند و شخص را ندیده و سخن را نشنیده و کتاب را نخوانده، در زیر باران تهمتها و دشنامها و توجیهات قراردادی و یکنواخت میگیرند. آنان از خود نظری شخصی و تعقلی ندارند "برایشان شمشیر و دین و صلیب یکی است و اسلام ابوذر و اسلام عثمان یکسان است." بنابراین همیشه به گروه حاکمین و منافقین میپیوندند، حتی اگر با آنان مخالف باشند.
البته در برچسب زنی به اساتید بزرگ، منافقان و مخالفان جریان حق همواره عرف جامعه را در نظر گرفته و اتهامات را دقیقاً به تناسب همان موضوعاتی وارد می کردند که از نظر عوام مورد نکوهش بوده است . در بخشی از تعالیم استاد در این باره آمده است :
«مردم و حکومت ها با فرستادگان خداوند چگونه برخورد کردند؟ این را خداوند در قرآن بارها بیان کرده است. انبیاء الهی و مردان خدا، غالباَ از طرف مردم و حکومت های زمان خودشان متهم و محکوم شده اند. متهم به دیوانگی، به جادوگری، به فریبکاری و دروغ گویی؛ به تلاش برای کسب قدرت و مقام؛ به خودنمایی و بدعت گذاری و سنت شکنی؛ و به شعر خوانی و شعار گویی. و بسیاری دیگر توسط آنان محکوم شده و به قتل رسیده اند. آنان برای بدنامی صالحان به هر کاری دست زدند. تهمت ها، شایعه ها، جعلیات، شهادت های دروغ، تبلیغات مسموم، مدرک سازی ها، جار زدن ها، تهدیدها و فشارها. اما چون خدا با فرستادگان خود بود سرانجام فرستادگان الهی پیروز و همة دشمنان آنان هلاک شدند.
با وجود آنکه همة آنها دارای نشانه هایی از طرف خداوند بودند که ادعایشان را به اثبات می رساند اما دشمنان خداوند، به عمد از توجه کردن به این نشانه ها طفره می رفتند. یا سعی داشتند آن را به گونه ای بی اعتبار کنند. در عوض گاهی از سر جهالت و هوس های خود نشانه هایی مضحک را درخواست می کردند. مانند اینکه اگر راست می گویید پس چرا خداوند فرشتگان خود را نمی فرستد تا شما را تأیید کنند یا اینکه چرا خداوند خودش پایین نمی آید و حرف شما را نمی زند. یا معجزاتی غیر از آنچه واقع شده بود را در خواست می کردند که خداوند فرمود حتی اگر وقوع این را هم ببینند باز هم ایمان نمی آورند و می گویند این جادو و چشم بندی است…
غالباً تعداد یاران چنین بزرگانی در زمان خودشان اندک بود… قدر آنها تا سال ها بعد از آنها شناخته نشد. آنان بیشتر مورد قبول و قدردانی غریبه ها بودند تا مردم خود و از جانب مردم خود رانده می شدند. استدلال مردم این بود که کسی که تا دیروز مثل ما بوده، مثل ما خورده و خوابیده و رفتار کرده، و آنچه بر ما گذشته بر او هم گذشته چطور ممکن است ناگهان منتخب خدا شود و رابط جهان بالا با پایین باشد. حتی اکثراً خانواده و نزدیکان آنها نیز از قبول آنها سر باز زدند و به انکار آنها پرداختند. گاهی دشمنی و انکار این گروه اخیر بیش از سایرین می شد…
با آنکه وجود شیطان صفتان پر از دروغ و تناقض است اما آنها در کمین می نشستند تا بلکه تناقض یا دروغی در وجود صالحان بیابند و آنرا به نیزه ای ضربه زننده تبدیل کنند و به صالحان بتازند و چون تناقضی نمی یافتند آنرا با فکر خود می ساختند و بهانه سازی می کردند. اگر راه های تهاجم بر آنها بسته می شد از آن بزرگان دوری می کردند و به جنبه ای دیگر مشغول می شدند تا بلکه صدای آنان را نشنوند و خیالشان آسوده بماند… »
قرآن کریم با بیان داستان زندگی انبیاء، اشکال و شیوههای مخالفت و دشمنی قوم آنان را بیان نموده است:
«خداوند بر قوم عاد، برادرشان"هود" را فرستاد ولی قومش به او گفتند، تو برای ما دلیل روشنی نیاورده ای و ما به صرف گفتههای تو خدای خود را ترک نمیکنیم، جز آن نیست که بعضی از خدایان ما به تو آزاری رساندهاند.»
«خداوند بر قوم ثمود نیز صالح را فرستاد و قومش به او گفتند ای صالح ما بیش از این از تو انتظار داشتیم تو میخواهی ما را از پرستش آنچه پدران مان میپرستیدند باز داری؟ ما به آنچه که ما را بدان دعوت میکنی شک داریم.»
«خداوند بر مردم مدین، شعیب را فرستاد ولی مهتران قوم او نیز که افرادی سرکش بودند گفتند، ای شعیب آیا دینت به تو فرمان میدهد که ما، آنچه را که پدران مان میپرستیدند ترک گوئیم و یا در اموال خود آن طور که میخواهیم تصرف نکنیم؟ ای شعیب بسیاری از چیزهایی را که میگوئی نمیفهمیم. تو را در میان خود ناتوان میبینیم و اگر به خاطر قبیله ات نبود سنگسارت میکردیم.» «ما، تو و کسانی را که به تو ایمان آوردهاند از قریة خویش میرانیم مگر آن که از آئین خود برگردید.»
«خداوند نوح را بر مردمش به پیامبری فرستاد ولی بزرگان قوم او، که کافر بودند از او روی گردانده و گفتند تو نیز انسانی همانند ما هستی و به نظر نمیرسد که بر ما برتری و فضیلتی داشته باشی، و جز اراذل قوم، از تو متابعت نمیکنند.»
شیطان صفتان به پیامبر اسلام نسبت جادوگری و شاعری و دیوانگی دادند. آنقدر اذیتش کردند که فرمود: «هیچ پیامبرى در راه خدا به اندازه من اذیت و آزار ندید. به گونهاى در راه خدا مورد تهدید قرار مىگرفتم که هیچکس تهدید نمىشد: گاهى در شبانه روز، سى نوع آزار و اذیت مىشدم، از بلال چه بگویمکه آزار و شکنجههایى که بر کتف او وارد مىشد، براى هیچ جاندارى قابل تحملنبود.»
«علی (ع) را چنان بدنام کردند که تا سالها بعد از شهادتش، لعن او از مستحبات شمرده میشد و چنان تصویر وحشتناک و دروغی از اهل بیت (س) به مردم زمانشان نشان دادند که بسیاری از وحشت، دروغ را تصدیق کردند و راستی را تقبیح نمودند...». او را چنان تخریب کردند که «پس از شهادت اش در محراب مسجد کوفه عده ایی با تعجب می پرسیدند مگر علی هم نماز می خواند ؟»
مسیحا را خودِ شیطان و رئیس دیوها خواندند. موسی کلیم الله را ساحر و جادوگر نامیدند. حلاج را بردار کشیدند و سوزاندند. به عرفای بزرگی چون شمس و مولانا تهمت هم جنس گرایی زدند. به حافظ نسبت زنای با محارم دادند. شیخ عطار ، بایزید بسطامی را دشمنان اهل بیت خواندند ...
و بر همین منوال تاریخ سرشار است از تهمتها، دروغها ، جعلیات و برچسبها به مردان حق و منتخبین الهی.
برای جریان نفاق تفاوتی نمی کند که به پیامبر و نبی خدا تهمت بزند یا به معلم حق و راهنمای امت. آلودگان به نفاق بر ضد یگانگی اند و هر فرد یا تعلیم پیوند زننده ای را تخریب می کنند...
در قرآن کریم، متهم کردن مردان خدا به دروغگویی، یاوه گویی، قدرت طلبی، دیوانگی و جنون، هذیان، به عنوان یک شیوه مبارزاتی مخالفان اشاره شده است. در این اثنا شماری از برچسب ها بوده و هستند که در همه اعصار و دوره ها خریدار داشته و شیطان صفتان با طرح آنها به بهترین شکلی می توانند به تحریک اذهان عمومی پرداخته و غالب اجتماع را به موضع گیری و اکنش وادارند. اتهاماتی چون فساد اخلاقی و همجنس گرایی ، استثمار و سوء استفاده های مالی ، تسلط جویی ، انحراف و گمراهی ، بدعت گزاری و سنت شکنی در این زمره اند.
نمونه های این اتهامات در دوران معاصر نیز کم نبوده و نیست. در این عصر، که تاریخ رفتار با بزرگان یکبار دیگر در شرف تکرار است ، مرور همان چند متن مندرج در فصل اول کتاب به خوبی امکان بازیابی دروغها و تهمتهایی را که به یکی از بزرگان تاریخ معاصر زده می شود ، فراهم می کند. برخی از رئوس قابل استخراج در متون فوق الذکر را بر خواهیم شمرد:
فساد اخلاق، روابط مشروع و هم جنس گرایی
ترویج اباهه گری و بی بند و باری
شیادی ، ادعای منجی گری و برگزیدگی
سوء استفاده مالی و استثمار پیروان
انتقاداتی از علم و حکمت اساتید، ادعای علم لدنی
کفر و الحاد
تسلط جویی و قدرت طلبی
سنت شکنی و بدعت گذاری
انتساب قدرتهای باطنی اساتید به نیروهای شیطانی و جادوگری
اتهام نفی عقلانیت و نکوهش اساتید در استناد به حوزه های باطنی چون رویا و مکاشفه
موضوع چند همسری بزرگان ( تفسیر به شهوت طلبی )
نقد وجوه اسراری شخصیت بزرگان و زندگی در ناشناختگی
نفی اساتید با استناد به شیوه های زندگی آنان به شکل انسانهای معمولی !
انتقاد از ادبیات خاص در کلام بزرگان
در این بین، کلید واژه ها یی هستند که بطور مشترک، تقریباً در همه متون تخریبی منتشره بر علیه استاد «ایلیا» به چشم می خورند. این الفاظ را می توان "فرم به روز شده برچسب ها " به تناسب فرهنگ معاصر و جامعه ایران دانست. توجه کنید که برخی از این کلید واژه ها ماهیتاً با یکدیگر متناقض اند و تنها با هدف جوسازی و تحریک اذهان عمومی مورد استفاده قرار می گیرند . مثلاً :
فرقه ، فرقه سازی و فرقه گرایی
تکثرگرایی و ترویج پلورالیزم دینی
عرفانهای وارداتی
گلدکوئست، سیستمهای شبکه ای- هرمی
تشکیلات!
التقاط ادیان
اغفال و انحراف جوانان
از هم پاشیدگی خانواده ها
سوء استفاده های مالی
هم دستی با گروهها و جریانهای مخالف دولت یا نظام حاکم
قتل مخالفان و آدمکشی توسط عیادی!
صهیونیسم
جلسات شبهای قدر و کارهای هیپنوتیزمی!
موانع و محدودیتها در ارتباط با استاد (با هدف تحریک مخاطبان و ایجاد حس لجاجت)
فراخوانی شکایات عمومی و دعوت مسئولین قضایی و امنیتی به برخورد
جادوگری
...
لازم به توجه است که چنین اتهاماتی حکم نسخه از پیش تجویز شده ای را دارد که بطور مشابه به سایر جریانات معنوی و خداگرا نیز زده شده. این امر حاکی از بکار گیری یک الگوی تکراری و نخ نما شده توسط «اداره برخورد با جمعیتهای معنوی» است و بی پایه و اساس بودن این برچسبها را اثبات می کند. اما در بیان چرایی و علت این تهمتها و برخوردها، استناد به بخشی از تعالیم استاد «ایلیا» در مقوله رفتار با بزرگان گویای همه حقیقت است :
«حرکت بزرگان بر خلاف حکام ظالم بود و منافع آنها را به خطر می انداخت پس حکام ظالم از هر طریقی که می شد بر آنان می تاختند و سعی در تخریب و نابودی آنان داشتند و شاید هم با دروغ سازی های خود به ظاهر تا چند روزی موفق می شدند و حتی مردم را وادار می کردند که آن بزرگان را لعن و تقبیح کنند و به شکل های گوناگون آنان را به توهین و تمسخر بگیرند. اما از آنجا که حقیقت آشکار شدنیست بزودی همة این نیزه های پلید خرد می شد؛ دروغ ها و تهمت ها فاش می شد؛ توطئه ها برملا می گشت و جعلیات به اعترافات مبدل می شد.
بزرگان بسیار بیشتر از تعداد دوستان، دشمن داشته اند. حتی بعضی از بزرگان را می توان با شمارش دشمنانشان شناخت... »
منافقان و شیطان پرستان هر آنچه در چنته داشته باشند برای لطمه زدن به حق پرستان بکار خواهند برد و در این راه از مساعدتهای همه جانبه شیطان نیز بهره مند می شوند چنانکه علی(ع) در بارة منافقین میگوید:
«منحرفان، شیطان را معیار کار خود گرفتند و شیطان نیز آنها را دام خود قرار داد و در دلهای آنان تخم گذارد و جوجههای خود را در دامان شان پرورش داد، پس با چشمهای آنان مینگریست و با زبانهای آنان سخن میگفت، پس با یاری آنها بر مرکب گمراهی سوار شد، و کردارهای زشت را در نظرشان زیبا جلوه داد، مانند رفتار کسی که نشان داد در حکومت شیطان شریک است و با زبان شیطان، باطل میگوید.»
اما علی رغم همه تلاشهای جریان آلوده به نفاق و خیالات پوشالی شیطان صفتان مبنی بر امکان غلبه بر جریان حق و ساکت کردن صدای مردان حق باید دانست که :
«… خدا با هر که باشد فتح و پیروزی برای اوست »
